
ادامه ی مطلب ..
------------------------------------------------------------
کوروساوا در سال ۱۹۱۰ در توکیو ، در خانوادهای به دنیا آمد که قبل از او ، شش بچه دیگر پا به عرصه وجود گذاشته بودند.
او دو برادر و چهار خواهر داشت. رابطه وی با پدرش، بیشتر شبیه روابط دو دوست بود تا پدر و پسر. پدر کوروساوا یک نظامی مقرراتی و خشک و خشن بود . مادر کوروساوا از یک خانواده سامورایی بود. او، زنی جدی، باوقار و دارای روحیاتی انسانی و والا بود. دوران کودکی کوروساوا ، همانند بسیاری از بچههای دیگر گذشت، در حالیکه دنیا نمیدانست که بعدها این بچه چه تاثیری بر سینمای جهان خواهد گذاشت. پدر کوروساوا به هنر خوشنویسی ژاپنی علاقه خاصی داشت. برای همین هم کوروساوا را به مدرسه مخصوص این هنر فرستاد تا این هنر بومی و قدیمی را فرا بگیرد ولی ذهن خلاقه کوروساوا به این یافتههای محدود ، راضی نبود و پس از ششماه از مدرسه فرار کرد.
اولین تاثیرگذار هنری در زندگی کوروساوا ، معلم خطاطی او بود. «دونالد ریچی» در مورد کوروساوا در کتابش می نویسد: « از سال دوم مدرسهام ، معلمم تاچیکاوا، بود. او واقعا جلوتر از زمانش حرکت میکرد. او طرفدار واقعی هنر و دانش برای جوانها بود. اولین فردی که مرا به سمت هنرها و سپس فیلم کشاند، او بود. بعدها پدر کوروساوا تلاش کرد تا او را به مدرسه تعلیمات نظامی بفرستد ولی او مدرسه نظام را دوست نداشت، بخاطر اینکه هیچگاه در خود علایق نظامی بروز نداد. در عوض، تمایل زیادی به هنر نشان داد، بطوری که در دوره راهنمایی به صورت یک نقاش درآمد. در سال ۱۹۲۷، کوروساوا در مدرسه آموزشهای هنری نقاشی غرب ثبتنام کرد. و در یک فاصله زمانی کوتاه به صورت یک نقاش حرفهیی درآمد و از این راه امرار معاش میکرد.
شخص دیگری که تاثیر زیادی بر زندگی کوروساوا گذاشت ، برادر او (هیگو) بود. او از کوروساوا بزرگتر و شخصیت هنری قویی داشت و عاشق سینما بود. در اواخر ۱۹۲۰، او به صورت بانشی (نقاد و مفسر فیلمهای خارجی برای تماشاگران ژاپنی) درآمد. در تفسیرهایش تلاش میکرد ابعاد روانشناسانه فیلم را بیان و نقد کند، اما پدر، این شغل برادر، را دوست نداشت زیرا معتقد بود، هنر، سرمایهگذاری مناسبی برای آینده انسان نیست. هنر سینما و شغل برادر، برای مردی نظامی خوشایند نبود. کوروساوا در مورد برادرش میگوید: «برادرم مرا با خود به ظلکو (وارتیه سنتی ژاپن) و قضط کف (نقالی سرگرم کننده که در آن، داستان سامورایی نقل میشد) و سینما میبرد. او بلیت مخصوصی داشت که میتوانست به هر تئاتری برود و من، از آن بلیت استفاده میکردم. خیلی چیزها از برادرم یاد گرفتم، بخصوص در زمینه ادبیات.
با رونق گرفتن سینمای ناطق ، کار و بار برادر کوروساوا کساد شد و از فرط نومیدی در ۲۷ سالگی خودکشی کرد و این بزرگترین فاجعه برای کوروساوا در تمام طول عمرش بود. « او برادری بود که من عاشقش بودم ، فاجعه از دست دادن او و غم بزرگ آن را هرگز فراموش نمیکنم »
پس از مرگ برادر ، آکیرا نقاشی را رها کرد و به عنوان دستیار کاجیرو یاماموتوی کارگردان معروف مشغول کار شد و همزمان به نوشتن فیلمنامه هم روی آورد.
کاجیرو یاماموتو اولین و بزرگترین معلم کوروساوا بود. او در مورد امتحان ورودی کوروساوا و اولین ملاقاتش با او میگوید:
« اولین باری که من کوروساوا را دیدم ، در سرجلسه امتحان ورودی بود. در جواب به سوال ما نشان داد که خیلی چیزها علاوه بر سینما میداند و دانش زیادی درباره هنر داشت و البته ، آدمی هم نبود که هنر را برای سرگرمی و تفنن دنبال کند. وقتی از او در مورد هنرمند مورد علاقهاش سوال کردم، اوکنو تایگا، نقاش مشهور قرن هجده ژاپن که کارش به سبب تصویرپردازی طبیعت مشهور است تاسایی و تتسو گورویوروزو ، را نام برد. دلایلی هم که برای دوست داشتن آنها ابراز کرد بسیار قانع کننده بود. کوروساوا از آن نوع افرادی بود که ما به دنبالشان بودیم ، افرادی که میتوانستیم در استودیوی خود « ث.ی.چ» آنها را آموزش بدهیم، افردی که آیندهیی اطمینان بخش و روشن برایشان متصور بودیم. کوروساوا به نظر آمد که با معیارهای ما سازگاری دارد، در نتیجه ، من او را برای استخدام به استودیو پیشنهاد کردم»
در اولین سال شروع به کار در « ث.ی.چ» کوروساوا بسیار ناامید بود، زیرا نتوانسته بود هیچگونه پیشرفتی داشته باشد ولی با کمک معلم خود ، یاماموتو در استودیو باقی ماند و به عنوان دستیار دوم کارگردان به کارش ادامه داد تا آنکه عاقبت تصمیم به کارگردانی یک فیلم گرفت.
کوروساوا در طول سالهای جنگ دوم جهانی همواره فعال بود و از درامی به نام Sanshiro Sugata محصول ۱۹۴۳ به عنوان اولین فیلم بلند او نام برده شده است. فیلمی که او را به عنوان کارگردانی با استعداد در سینمای ژاپن مطرح کرد.
منتقدان ، فیلمهای او را به دو دسته ی اصلی”جیدای گکی” یا فیلمهایی که حوادث آنها در دورانی خاص از تاریخ کهن ژاپن روی میدهد و اسطورههای سامورایی را هم در بر میگیرد و دیگری “گندای گکی” یا فیلمهایی با مضامین اجتماعی در دوران معاصر.
گرچه فیلمهای او در هر دو ژانر بسیار زیبا بودهاند، ولی این فیلمهای سامورایی او بودند که شهرتی عالمگیر را برایش به ارمغان آوردند.
اگر چه فیلمهای بعدی « کوروساوا » با نظارت شدید دولت زمان جنگ ژاپن ساخته شدند و اغلب موضوعات ملیگرایانه داشتند ، با اینحال او در اولین فیلم خود پس از جنگ با نام « تاسفی برای نوجوانانمان نیست » به انتقاد از دولت ژاپن پرداخت.
« کوروساوا » فیلمهای زیادی درباره ژاپن ساخت که « فرشته مست » و « سگ ولگرد » از آن جملهاند. با اینحال شهرت جهانی این کارگردان با ساخت فیلم « راشومون » بهدست آمد که با کسب شیر طلایی جشنواره ونیز ، توانست نامی برای خود در عرصه جهانی دستوپا کند.
تکنیک سینمایی «کوروساوا» در ساخت فیلمهایش منحصربهفرد بود و در دهه ۵۰ سبک جدیدی از خود بدعت گذاشت. او عقیده داشت کارگذاشتن دوربینها در فواصل دور از بازیگر، عملکرد آنان را بهتر خواهد کرد. همچنین علاقه خاصی به استفاده از چند دوربین و ضبط یک صحنه از زوایای مختلف داشت.
دیگر شاخصه فیلمسازی « کوروساوا » علاقهاش به استفاده از عناصر آبوهوا برای عمق بخشیدن به فضای حاکم بر فیلمش بود. سرما، مه، برف و باران در اغلب ساختههای او به چشم میخوردند. دیگر رویکرد قابل توجه فیلمهای « کوروساوا »، وسعت تأثیرهای هنری اوست. بعضی از داستانهای او اقتباس از آثار « ویلیام شکسپیر » هستند.
برای مثال « آشوب » براساس « شاه لیر » است و « سریر خون » براساس «مکبث» و « خواب بد » برگرفته از «هملت» است.
«کوروساوا» برای ساخت فیلمهایش از آثار ادبی روسیه نیز بهره گرفت، مانند «ابله» اثر « داستایوفسکی » و « در اعماق » نوشته « ماکسیم گورکی ». با اینحال رمان «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته «لئو تولستوی» بیش از همه او را تحتتأثیر قرار میداد.
با وجود اینکه بسیاری از منتقدین ژاپنی معتقدند که « کوروساوا » خیلی غربی بود، اما او عمیقا تحتتأثیر فرهنگ ژاپن قرار داشت. فیلم « ریشقرمز » نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او محسوب میشود که آخرین فیلم سیاه و سفید او نیز بود.
بعد از ۱۹۵۰، فیلمهای کوروساوا به شکلی بسیار حرفهیی ساخته و پرداخته شدند و شهرت جهانی را برای او ایجاد کردند. بطوری که در سال ۱۹۷۰، منتقدان او را در کنار کارگردانان بزرگی چون اینگمار برگمن، جان و دیوید لین قرار دادند. در تمام سالهای فیلمسازیاش که به بیش از نیم قرن میرسد، کوروساوا تلاش بر حفظ شخصیت خود به عنوان یک فیلمساز غیروابسته کرد. به علاوه ، به عنوان یک هنرمند مسوول نسبت به جامعه، محیط، مردم و جهان پیرامون خود باقی ماند. اما با قدرت سینمای تجاری و فساد حاکم در سینمای صنعتی بعد از ۱۹۷۰، همه پروژههای او، یکی بعد از دیگری توسط استودیوهای وابسته رد شد و در نهایت این هنرمند خستگیناپذیر بالاجبار در گوشهیی واقع شد و به شکلی غیرقابل قبول در سیستم تجاری قرار گرفت. کوروساوا نمیخواست بیکار باشد و به بیهودگی کشانده شود. در چنین شرایطی، او به سنت دیرینه ژاپنیها، مردن با افتخار پناه برد و به همان کاری که برادرش در چند دهه پیش کرد یعنی خودکشی، دست زد تا با افتخار و غرور به یک شکل سنتی به زندگی خود خاتمه دهد. اما او زنده ماند تا بتواند فیلمهای زیبای دیگری را چون درسو اوزالا (۱۹۷۵)، شبح جنگجو (۱۹۸۰) آشوب (۱۹۸۵)، رویاها (۱۹۹۰) و راسپودی ماه اوت (۱۹۹۱) بسازد. کوروساوا به عنوان یک هنرمند آیندهنگر و پیشگو بود و نمیخواست به کار خلاقه خود خاتمه دهد. اگرچه خودش هم گفته که، شاید یک عده فکر کنند حالا زمان خوبی است تا من به کار فیلمسازی خاتمه دهم (سن ۸۴ سالگی) ولی اضافه میکند که من یک فیلمسازم و فیلم تنها رابطه من برای کشف حقیقت است. او در مراسم اختتامیه اسکار ۱۹۹۰ به عنوان بزرگترین کارگردان زنده اشاره میکند که: «من حقیقتا احساس میکنم که هنوز نتوانستهام به عصاره و جوهر سینما دست یابم.»
در آخرین بخش از زندگی، کوروساوا در پی نابودی خود بود و به جای اینکه زندگی کند، زندگی بدون اعتبار و ارزش، آن هم در جامعهیی که او و زندگیش را معنادار ثبت نکند. زیرا او میخواست زندگی معناداری داشته باشد، نه زندگی بیهوده، همچنان که بسیاری از قهرمانان تراژیک ژاپن نیز اینچنین بودهاند آنها با پایان دادن به زندگی خود، در اصل ، افتخار و اعتبار خود را حفظ میکردند. با این حال، سینمای حماسهپرداز، در فاز جدید و در جامعه مدرن تلاش کرد تا از نو خود را با مرحله جدید هماهنگ کند. او نجات پیدا کرد و از نظر مالی نیز به وسیله فیلمسازانی چون جورج لوکاس و استیون اسپیلبرگ حمایت شد. به صورتی که توانست زیباترین بخش زندگی خود را در امر فیلمسازی شکل دهد
فیلم « درسو اوزالا » که اوایل قرن بیستم در صربستان در جماهیر شوروی سابق ساخته شد، تنها فیلم « کوروساوا » بود که در خارج از ژاپن و به زبان غیرژاپنی ساخته شد. این فیلم اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی را برای او بههمراه آورد.
پس از آن «کوروساوا» بههمراه «جورج لوکاس» و «فرانسیس فورد کوپولا» فیلم « کاگه موشه » را ساختند که این فیلم موفق شد جایزه نخل طلای جشنواره کن را در سال ۱۹۸۰ بهدست آورد.
اما بزرگترين پروژه فيلمسازي سالهاي پاياني اين كارگردان بيترديد فيلم « آشوب » بود كه نسخه سينمايي از شاهكار «شاه لير» شكسپير محسوب ميشد. اين فيلم كه نامزدي بهترين كارگرداني اسكار را براي كوروساوا بههمراه آورد.
آکیرا کوروساوا افسانه ای سینمای ژاپن در ششم سپتامبر ۱۹۹۸ در سن ۸۸ سالگی بر اثر سکته مغزی در توکیو چشم از جهان فرو بست. پس از مرگ او آخرین پروژه اش به نام پس از باران توسط نزدیکترین دوستش تاکاشی کوئیرو به سرانجام رسید.
-------------------------------------------------------
» از جوانی گلهای نداریم ۱۹۴۶ – No Regrets for Our Youth
» فرشتۀ مست ۱۹۴۸ – Drunken Angel
» سگ ولگرد ۱۹۴۹ – Stray Dog
» راشومون ۱۹۵۰ Rashomon
» ابله ۱۹۵۱ The Idiot
» زیستن ۱۹۵۲ Ikiru
» هفت سامورایی ۱۹۵۴ Seven Samurai
» سریر خونین ۱۹۵۷ Throne of Blood
» در اعماق اجتماع ۱۹۵۷ The Lower Depths
» یوجیمبو ۱۹۶۱ Yojimbo
» ریش قرمز ۱۹۶۵ Red Beard
» کاگهموشا ۱۹۸۰ Kagemusha
» ران ۱۹۸۵ Ran
-------------------------------------------------------------
» جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی در سال ۱۹۵۱ برای «راشومون»
» جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی در سال ۱۹۷۵ برای «درسو اوزالا»
» جایزه افتخاری آکادمی اسکار برای یک عمر دستاورد سینمایی در سال ۱۹۹۰
» نامزد بهترین کارگردانی اسکار برای فیلم «آشوب» در سال ۱۹۸۶
» جایزه بهترین فیلمنامه از آکادمی فیلم ژاپن در سال ۲۰۰۱ برای «آمه آگارو»
» جایزه بهترین فیلم خارجی از جوایز آکادمی فیلم انگلیس (بافتا) در سال ۱۹۸۷ برای «آشوب»
» جایزه بهترین کارگردانی از جوایز بافتا در سال ۱۹۸۰ برای «کاگهموشه»
» جایزه خرس نقرهای بهترین کارگردانی جشنواره برلین در سال ۱۹۵۹ برای «دژ پنهان»
» جایزه فدراسیون بینالمللی منتقدین فیلم از جشنواره برلین در سال ۱۹۵۹ برای «دژ پنهان»
» جایزه ویژه سنای برلین از جشنواره فیلم برلین در سال ۱۹۵۴ برای «زیستن»
» چهار جایزه بهترین فیلم از جوایز ربان آبی ژاپن برای «آشوب»، «کاگهموشه»، «ریشقرمز» و «دژ پنهان»
» نخل طلای جشنواره کن در سال ۱۹۸۰ برای «کاگهموشه»
» جایزه بهترین فیلم خارجی جوایز سزار فرانسه در سال ۱۹۸۱ برای «کاگهموشه»
» سه جایزه بهترین کارگردانی از جوایز سینمایی دیوید دی دوناتلو ایتالیا برای فیلمهای «آشوب»، «کاگهموشه» و «درسو اوزالا»
» نشان یک عمر دستاورد سینمایی از انجمن کارگردانان آمریکا در سال ۱۹۹۲
» جایزه انجمن منتقدین فیلم فرانسه در سال ۱۹۷۸ برای «درسو اوزالا»
» جایزه بهترین کارگردان سال از انجمن منتقدین فیلم لندن در سال ۱۹۵۸ برای «آشوب»
» نشان یک عمر دستاورد سینمایی از انجمن منتقدین فیلم لسآنجلس در سال ۱۹۸۵
» جایزه افتخاری دستاورد سینمایی جشنواره فیلم مسکو در سال ۱۹۷۹
» جایزه فدراسیون بینالمللی منتقدین فیلم جشنواره مسکو در سال ۱۹۷۵ برای «درسو اوزالا»
» جایزه ویژه جوایز فیلمهای ورزشی نیکان برای مجموعه آثارش در سال ۱۹۹۸
» راهاندازی جایزه «آکیرا کوروساوا» در جشنواره فیلم سانفرانسیسکو در سال ۱۹۸۶
» جایزه سازمان بینالمللی سینمای کاتولیک از جشنواره سنسباستین در سال ۱۹۸۵ برای «آشوب»
» شیر طلایی افتخاری جشنواره ونیز در سال ۱۹۸۲
» جایزه جایزه سازمان بینالمللی سینمای کاتولیک از جشنواره ونیز در سال ۱۹۶۵ برای «ریش قرمز»
» شیر نقرهای جشنواره ونیز در سال ۱۹۵۴ برای «هفت سامورایی»
» شیر طلایی جشنواره ونیز در سال ۱۹۵۱ برای «راشومون»
» نشان ارزشمند «لژیون دو اونور» فرانسه در سال ۱۹۸۴
----------------------------------------------------------------------------
روابط آکیرا و توشیرو میفونه
این دو نفر، از دوستان نزدیک یکدیگر بودند، به طوریکه توشیرو میفونه در ۱۶ فیلم از ساختههای آکیرا بازی کرده بود. ولی به دلایلی نامعلوم روابط بین آن دو نفر تیره شد و بعد از ساخت فیلم “ریش قرمز” دیگر در هیچ کدام از فیلمهای او بازی نکرد.
--------------------------------------------------------------------------------
نامه آکیرا کوروساوا به اینگمار برگمان
آقای برگمان عزیز
هفتادمین سالگرد تولدتان را تبریک می گویم. هر بار که فیلم هایتان را می بینم عمیقاً تحت تاثیر قرار می گیرم. بسیار از آنها آموخته و دلگرم شده ام . امیدوارم همچنان سالم و سرحال باشید و برایمان فیلم های کم نظیر بسازید.
در ژاپن اواخر قرن نوزده در دوره میجی، جوانی با نام تسای تومیکا زندگی می کرد که نقاشی های خوبی می کشید ، اما وقتی به ۸۰ سالگی رسید ، نقاشی هایی کشید که نسبت به کارهای قبلی اش ، برتری بسیاری داشت. گویی هنرش به یک باره به شکوفایی فوق العاده ای رسیده بود.
هربار که نقاشی های او را تماشا می کنم قانع می شوم که انسان تا به ۸۰ سالگی نرسیده ، نمی تواند کارهای حقیقتاً عالی اش را خلق کند. آدمی نوزاد متولد می شود ، به نوجوانی می رسد ، از مرز جوانی می گذرد ، زندگی مستقلش را آغاز می کند و سرانجام قبل از آن که دفتر زندگیش بسته شود به کودکی باز میگردد. به عقیده ی من این آرمانی ترین نحوه ی زندگی است.
فکر می کنم شما هم با من هم عقیده باشید که انسان در این دوره کودکی مجدد است که می تواند بی هیچ قید و بندی آثار حقیقتاً ناب بیافریند.
من اکنون ۷۷ ساله ام و معتقدم که کار واقعی ام تازه آغاز شده است. بیایید به خاطر سینما از پا ننشینیم.
با گرم ترین درودها
آکیرا کوروساوا ۱۹۸۷
---------------------------------------------------------------------
« آکیرا كوروساوا »، كارگردان سرشناس ژاپني بهعنوان بهترين كارگردان غيرآمريكايي تاريخ سينما انتخاب شد.
نشريه سينمايي اسكرين در سال ۲۰۱۰-۲۰۱۱ در نظرسنجي از دوستداران سينما و منتقدين فيلم ، فهرستي از كارگردانان غيرآمريكايي بزرگ تاريخ سينما را منتشر كرد كه « آکیرا كوروساوا » كارگردان افسانهاي سينماي ژاپن در رتبه اول قرار گرفته است.
« فدريكو فليني » كارگردان بزرگ سينماي ايتاليا در مكان دوم اين فهرست قرار گرفته است. وي از بزرگترين و مستعدترين فيلمسازان دنياي سينما بود كه با فيلمهاي « جاده » ، « هشتونيم » و « زندگي شيرين » به اوج شهرت جهاني رسيد.
رتبه سوم فهرست بهترين كارگردانان غيرآمريكايي تاريخ سينما متعلق به « اينگمار برگمن » فيلمساز بزرگ سوئدي است كه طي شش دهه فعاليت هنري ، ۹ بار نامزد جايزه اسكار شد و ۶۲ فيلم ساخت و با بازي گرفتن از چهرههايي چون « بيبي اندرسون » و « ليو اولمن » موضوعاتي چون مرگ ، بيماري ، خيانت و جنون را در فيلمهايش بهتصوير ميكشيد.
« فرانسوا تروفو » كارگردان سرشناس فرانسوي در اين فهرست مكان چهارم را در اختيار دارد. « وي از فيلمسازان و نظريهپردازان بزرگ اروپا و از پيشگامان “موج نو” سينماي فرانسه محسوب ميشد كه اولين اثر سينمايي وي با نام « چهارصد ضربه » جزو شاهکارهاي سينماي دنيا قرار دارد. « تروفو » نويسنده فيلمنامه تمام فيلمهايي بود که خودش کارگرداني کرد. آثار او ترکيبي از کمدي ، غم ، ترديد و عشق بود. يکي از مضامين اصلي فيلمهاي « تروفو » زندگي خودش بود. از اين جهت پارهاي از آثارش فيلمهاي زندگينامهاي محسوب ميشوند.
--------------------------------------------------------------------

نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:15 توسط Mr.pasha|
ماه رمضان...ما را در سایت ماه رمضان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70